شهمردان بن أبى الخير رازى

120

روضة المنجمين ( فارسى )

و بوجهى ديگر چون روشناى عالم از شمس و قمر بوذ و تاريكى از زحل ، خانهاى زحل مقابلهء خانهاى نيّرين نهاذه‌اند و هم‌چنين مشترى دليل مال و خواسته و بزرگوارى است و عطارد دليل علم و آموختن و اين هردو ضد يك‌ديگرند خانها اندر مقابلهء يك‌ديگر نهاذه‌اند و مرّيخ دليل خصومت و بيم و خون ريختن [ است ] ( 107 ) و زهره دليل [ صلح و ] لهو و راحت و لذت است و اين ضدّ يكديگرند پس خانهاشان بر مقابلهء يك‌ديگر نهاذه‌اند از اينجا معلوم شذ كى اين نهاذ صوابست و هريك موافق طبع خذاوند خانه است . مسئله هفتم : از چه سبب هر خانهء دليلى نهاذند از طالع جواب : طالع آنست كى از مشرق برآيذ و هم‌چنانك طالع برآمذ [ ن ] مولود از تاريكى بيرون آمذ . پس اول دليل جان و تن بوذ ، دوم فلك مشترى راست و او دليل مال و خواسته است ، سيّم خانه براذران كى سيم فلك مرّيخ راست كى مناقشه و حسد بردن و گردن‌كشى و خصومت از ميان روذ بر طبع مريخ ، چهارم خانه پذران كى فلك شمس است و بر مولود پاذشاه بوذ و فرمان دهذ ، و پنجم خانهء فرزندان كى فلك زهره است دليل لهو نشاط و خرمى و لذت است ، ششم خانه بيمارى كى فلك عطاردست از بهر آنك او را رجوعت و استقامت و احتراق [ بسيار بود ] و تغيير در طبع او بسيار آيذ ، هفتم دليل زنان كى فلك قمرست و چون طالع دليل [ تن ] مولود بوذ « 1 » مقابله‌اش دليل زنان او بوذ و پارسيان درجهء طالع را جانان خوانند و درجه هفتم را مرگان ، هشتم نوبت با زحل رسذ دليل بر مرگ و تاريكى و بيم باشذ ، نهم مشترى [ را ] بوذ نوبت اول سعادت و مال داذ اينجا سعادت دين و سفر و درستى خواب دهذ « 2 » ، دهم چون چهارم خانهء پذران بوذ مقابل او خانهء ماذران نهاذند هم چنانك هفتم خانهء زنان مولود بوذ و از بهر آنك مريخ راست دليل كنذ بر فرمان داذن و مهترى راندن ، يازدهم با شمس رسذ [ و ] در نوبت اول خانهء پذران نهاذند نوبت دوم خانهء دوستان و ياوران بوذ و از بهر فرح مشترى همچنين ، دوازدهم از بهر آنك اول در آن قسمت بوذ كى مولود پيذا نيامذه بوذ ، و از طالع زايل است با او نظرى ندارذ و بر مقابلهء خانهء بيمارى خانهء دشمنان نهاذند .

--> ( 1 ) . نسخهء اساس : « و چون دليل مولود طالع بوذ » ( 2 ) . جمله مفهوم نيست .